ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

339

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو حفص ابّار نامش عمر و پسر عبد الرحمان اسدى و محدثى مورد اعتماد بوده است ، او از منصور بن معتمر و جز او روايت كرده است ، او از مردم كوفه بوده كه به بغداد آمده و تا هنگام مرگ همان جا مقيم بوده است . ابو عبيدة حدّاد نامش عبد الواحد بوده است . مروان بن معاوية بن حارث بن اسماء بن خارجة بن حصن بن حذيفة بن بدر فزارى ، كنيه‌اش ابو عبد اللّه و از مردم كوفه بوده است ، او نخست به مرز كوچ كرد و مدتى همانجا ماند و سپس به بغداد آمد و همان جا ساكن شد و بغدادىها از او حديث شنيدند ، او محدثى مورد اعتماد بوده است ، سپس به مكه رفت و مقيم آن جا شد و همان جا در دههء اول ذى حجه سال يكصد و نود و سه به روز هفتم در گذشت و به هنگام مرگ هشتاد و يك ساله بود . عبّاد بن عوّام كنيه‌اش ابو سهل و از مردم واسط و شيعه بود هارون او را گرفت و روزگارى زندانى كرد سپس رهايش ساخت ، عباد در بغداد ماند و محدثى ثقه بود و در محله كرخ كنار رود بزازها منزل داشت . بغدادىها از او حديث شنيدند و به سال يكصد و هشتاد و پنج به روزگار خلافت هارون در گذشت .